ترامپ نقش بازی نمی‌کند؛ او واقعاً فکر می‌کند لایق نوبل است

ترامپ خود را شایسته نوبل صلح می‌داند؛ اما واکنش او به ناکامی در دریافت جایزه، ماجرا را به بحثی بزرگ‌تر درباره سیاست و معنای صلح کشانده است.

به گزارش تحریریه، در برنامه تحلیلی «میزگرد دو سوی تنگه» (两岸圆桌派) که به عنوان تریبون اختصاصی نخبگان سیاسی برای بررسی تنش‌های استراتژیک در آسیا شناخته می‌شود، کارشناسان بحث را از عقده جایزه گرفتن ترامپ آغاز کرده و به بررسی معنای سیاسی جایزه صلح نوبل و تغییرات ظریف در موقعیت آمریکا پرداختند.

ترامپ نقش بازی نمی‌کند؛ او واقعاً فکر می‌کند لایق نوبل است

گائو ژیکای (高志凯): استاد دانشگاه سوژو و معاون اندیشکده جهانی‌شدن چین (CCG)

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

تانگ شیانگ‌لونگ (唐湘龙): روزنامه‌نگار و کارشناس رسانه
周玉琴(中国台湾女主持人、中天新闻主持人)_百度百科

ژو یوچین (周玉琴): روزنامه‌نگار باسابقه و مجری

ژو یوچین: در آغاز برنامه امروز، بیایید درباره موضوعی حرف بزنیم که رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، را کمی دلخور و ناراحت کرده. برنده جایزه صلح نوبل امسال اعلام شده و همان‌طور که انتظار می‌رفت، ترامپ جایزه را نبرده است. طبیعی است که از این بابت اصلا خوشحال نباشد. او بعد از اعلام نتیجه، با تندی به آن تاخت و انتقادهایش فقط به انتخاب برنده محدود نماند؛ کمیته نوبل و حتی نروژ را هم به باد حمله گرفت.

چرا واکنش ترامپ تا این حد تند بود؟ آیا احساس می‌کند جایزه ندادن به او بی‌انصافی بوده و به آبرو و اعتبارش لطمه زده؟ یا امیدوار بود جایزه صلح نوبل را هم به کارنامه دستاوردهای دیپلماتیکش اضافه کند، اما به خواسته‌اش نرسید؟

تانگ شیانگ‌لونگ: بیایید با نکته اول شروع کنیم. من مطمئنم وقتی کمیته نوبل نروژ جایزه صلح را به ترامپ نداد، از میان هشت میلیارد نفر جمعیت جهان، هفت میلیارد و ۹۹۹ میلیون و ۹۹۹ هزار و ۹۹۹ نفر اصلا تعجب نکردند؛ تنها کسی که غافلگیر شد، خود ترامپ بود!

شکاف میان تصور او و تصور بقیه دنیا همین‌قدر بزرگ است. بعید می‌دانم روی کره زمین، جز ترامپ، کس دیگری از این نتیجه تعجب کرده باشد. اگر واقعا جایزه را به او می‌دادند، ماجرا دقیقا برعکس می‌شد، همه دنیا شگفت‌زده می‌شد و باورش نمی‌کرد. به گمانم در آن صورت، کمیته نوبل نروژ دیگر باید درش را تخته می‌کرد؛ چون کسی آن را جدی نمی‌گرفت.

ترامپ نقش بازی نمی‌کند؛ او واقعاً فکر می‌کند لایق نوبل است

کمیته نوبل نروژ امسال جایزه را به نوانتم ناوی پیلای (Navi Pillay) از آفریقای جنوبی داد و این انتخاب تعجبی ندارد. او که اکنون ۸۵ ساله است، از نخستین وکلای سیاه‌پوست آفریقای جنوبی بود که در جنبش حقوق مدنی فعالیت کرد. سابقه کار قضایی دارد، در دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) مسئولیت داشته و در حوزه حقوق بشر سازمان ملل نیز به‌عنوان کمیسر فعالیت کرده است. حتی اگر نخواهیم از کارنامه‌ای درخشان حرف بزنیم، دست‌کم می‌توان گفت موضع او در دفاع از حقوق بشر در سراسر جهان، به‌ویژه در قبال تجاوز جنسی به‌عنوان جنایت جنگی و مسئله نسل‌کشی، همواره ثابت و بی‌تزلزل بوده است.

من هم نشانه‌ای نمی‌بینم که این بانوی ۸۵ ساله، در دفاع از حقوق بشر، میان کشورها یا مواضع سیاسی مختلف فرق بگذارد. به همین دلیل فکر می‌کنم اعطای جایزه به او کاملا بجا بوده است. در مقایسه با ترامپ، او بی‌تردید شایستگی دریافت این جایزه را دارد. تازه امسال، بنا بر اعلام نروژ، مجموع افراد و سازمان‌های نامزد جایزه صلح حدود ۲۸۰ مورد بوده است؛ بنابراین برنده شدن کار آسانی نیست. او پنجمین برنده جایزه صلح نوبل در تاریخ آفریقای جنوبی است.

به بیان دیگر، آفریقای جنوبی کشوری است که رنج زیادی کشیده. این کشور در گذشته زیر سلطه نظام آپارتاید بود؛ نظامی که در آن اقلیتی سفیدپوست بر اکثریت بزرگ سیاه‌پوست حکومت می‌کرد. از این رو، نام هر یک از برندگان آفریقای جنوبی، بخشی از تاریخ دردناک این کشور را ثبت کرده است.

اما این برنده اخیر، فراتر از آن تاریخ، نشانه آن است که آفریقای جنوبی تجربه رنج خود را به سهمی سازنده در ارزش‌های جهانی بدل کرده. به همین دلیل، دریافت این جایزه هم برای تاریخ آفریقای جنوبی و هم برای رابطه این کشور با جهان، معنایی ویژه دارد.

ترامپ نقش بازی نمی‌کند؛ او واقعاً فکر می‌کند لایق نوبل است

در سال‌های اخیر، آفریقای جنوبی به یکی از سرسخت‌ترین منتقدان اسرائیل تبدیل شده؛ آن‌قدر سرسخت که آمریکا سال گذشته، وقتی آفریقای جنوبی میزبان اجلاس گروه ۲۰ بود، اصلا در آن شرکت نکرد. امسال هم که آمریکا میزبان اجلاس گروه ۲۰ است، حدس می‌زنم به احتمال زیاد آفریقای جنوبی را دعوت نکند. روابط آمریکا و آفریقای جنوبی بر سر مسئله اسرائیل به‌شدت تیره شده است.

در میان صداهایی که در سراسر جهان نتانیاهو را به ارتکاب نسل‌کشی در دیوان کیفری بین‌المللی متهم می‌کنند و خواستار پیگرد او در سطح جهانی‌اند، و نیز در میان کسانی که درباره مهم‌ترین موضوعات حقوق بشری مورد توجه جهان امروز―از غزه گرفته تا کرانه باختری―اتهام‌های تندی علیه اسرائیل مطرح می‌کنند، صدای آفریقای جنوبی از همه برجسته‌تر است. موضع این برنده جایزه و موضع دولت آفریقای جنوبی دو روی یک سکه‌اند؛ در هم تنیده و جدایی‌ناپذیر. او فقط نماینده خودش نیست؛ همه اتهام‌ها و مواضعی که مطرح می‌کند، با موضع دولت آفریقای جنوبی هم‌خوانی کامل دارد.

دولت آفریقای جنوبی اکنون به نام کشور، در عرصه بین‌المللی اسرائیل و آمریکا را که پشت آن ایستاده است، به‌شدت محکوم می‌کند. در این میدان، آفریقای جنوبی پرچم اخلاق و حقوق بشر بین‌المللی را به دست گرفته و بی‌تردید در صف نخست ایستاده است.

پریشانی ترامپ، پیش از هر چیز، به شخصیت، خودپسندی و انحراف در ارزش‌گذاری‌های او مربوط می‌شود. کافی است به وسواس او درباره جایزه صلح نوبل نگاه کنیم: فکر می‌کند باید جایزه را به او بدهند و اگر چنین نکنند، یعنی برگزارکنندگان و تمام دنیا در حقش بی‌انصافی و خیانت کرده‌اند. همین واکنش نشان می‌دهد که شخصیت او تا چه اندازه مسئله‌دار است.

او یکی از قدرتمندترین مردان جهان است و چین ناگزیر است با او تعامل کند؛ بنابراین، طبیعتا باید شخصیتش را با دقت بررسی کرد. از دوره دوم ریاست‌جمهوری او فقط نیمی گذشته و بیش از دو سال دیگر باقی مانده است؛ او هر لحظه ممکن است حرفی بزند که همه را غافلگیر کند. واکنشش پس از نبردن این جایزه هم کاملا گویاست.

برای نمونه، در گردهمایی انتخاباتی جمهوری‌خواهان در سیراکیوزِ ایالت نیویورک، به حالت چهره‌اش هنگام بیان آن حرف‌ها دقت کنید. او نقش بازی نمی‌کند؛ این خشم و اندوه عجیب را از ته دل حس می‌کند. فکر می‌کند دنیا در حقش بی‌انصافی کرده و چرا، با این همه، جایزه را به او نداده‌اند؟ او هشت جنگ در جهان را پایان داده، حتی می‌گوید تنش‌های دو سوی تنگه تایوان و درگیری میان کره شمالی و کره جنوبی هم به‌خاطر او متوقف شده‌اند؛ انگار که نجات‌دهنده بشریت باشد. وقتی این حرف‌ها را می‌زند، شک نکنید خودش واقعا به آن‌ها باور دارد.

ترامپ نقش بازی نمی‌کند؛ او واقعاً فکر می‌کند لایق نوبل است

شخصیت این آدم، بی‌تردید یک مشکل اساسی است؛ اما ترسناک‌تر از خود او، آن جماعت چاپلوسی هستند که دوروبرش را گرفته‌اند. می‌شود گفت او اوضاع را درست نمی‌فهمد و نمی‌داند تا چه اندازه وضعش خراب است.

اما در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی آمریکا، از جمله در مؤسسه واتسون امور بین‌الملل و عمومی دانشگاه براون―یکی از دانشگاه‌های آیوی‌لیگ که من این اواخر زیاد به آن استناد کرده‌ام―طرحی به نام هزینه‌های جنگ وجود دارد. این طرح بررسی می‌کند که آمریکا از زمان حملات ۱۱ سپتامبر تاکنون، در جنگ‌های ضدتروریستی‌اش چه بهایی پرداخته است؛ نه فقط از نظر مالی، بلکه از نظر تلفات انسانی‌ای که بر اثر جنگ‌های ضدتروریستی آمریکا به بار آمده است.

نتیجه پژوهش آن‌ها این است که شمار کسانی که مستقیم یا غیرمستقیم در این جنگ‌ها جان باخته‌اند، به ۹۴۰ هزار نفر می‌رسد؛ تازه این رقم آوارگان را شامل نمی‌شود، که شمارشان چندین میلیون نفر است.

خسارت‌های مالی و مادی هم به‌مراتب سرسام‌آورتر است. آمریکا یک قاتل و یک جلاد است؛ اکثریت قاطع پناهندگان، کشته‌شدگان جنگی و حتی عاملان فعالیت‌های تروریستی در جهان، به آمریکا مربوط‌اند.

ترامپ نقش بازی نمی‌کند؛ او واقعاً فکر می‌کند لایق نوبل است

فقط ترامپ نیست؛ در میان چند رئیس‌جمهور اخیر آمریکا، هیچ‌کدام شایستگی دریافت جایزه صلح نوبل را نداشته‌اند. ترامپ امروز با خشم به کمیته نوبل صلح حمله می‌کند، اما این کمیته سال گذشته جایزه را به آن به‌اصطلاح «مدافع حقوق بشر» ونزوئلایی داد؛ انتخابی که لکه‌ای بزرگ بر کارنامه جایزه صلح نوبل است.

امسال هم جایزه را به یک مدافع حقوق بشر اهل آفریقای جنوبی دادند؛ انتخابی که آن‌قدر حال ترامپ را به‌هم زد که برای خالی کردن خشمش ناچار شد دوباره به سراغ دیوان کیفری بین‌المللی برود و آن را هدف بگیرد. همین نشان می‌دهد که جایزه امسال را درست به فردی شایسته داده‌اند. اگر ترامپ احساس می‌کند به او توهین شده، هیچ‌کس به او بدهکار نیست؛ مشکل از شخصیت خود اوست.

ژو یوچین: احتمالا ترامپ در همان لحظه اول با خودش چنین فکری کرده: «شما که می‌دانستید من با دیوان کیفری بین‌المللی مشکل دارم، پس چرا جایزه صلح را به زنی دادید که قبلا قاضی این دیوان بوده؟»

حالا می‌خواهم از استاد گائو بپرسم؛ آیا به جایزه صلح نوبل معنای سیاسی داده شده است؟ واکنش فوری ترامپ این بود که گفت دیوان کیفری بین‌المللی را تحریم می‌کند و بلافاصله هم دست به اقدام زد. به بیان دیگر، آیا پشت جایزه صلح نوبل امروز ردپای رقابت قدرت‌های بزرگ دیده می‌شود؟ آیا حتی ممکن است این جایزه تحت تأثیر ایدئولوژی قرار گرفته باشد؟

گائو ژیکای: با دقت به صحبت‌های استاد تانگ گوش دادم و چند نکته به ذهنم رسیده...

اول اینکه در میان مجموعه جوایز نوبل، جایزه صلح عموما بحث‌برانگیزترین جایزه دانسته می‌شود. چرا؟ چون معیار عینی ندارد و نقش قضاوت انسانی و ذهنیت فردی در آن پررنگ‌تر است؛ این ویژگی آن است. افزون بر این، همه جوایز نوبل دیگر در استکهلم سوئد اهدا می‌شوند، اما جایزه صلح تنها جایزه‌ای است که مراسم اعطایش در اسلو، پایتخت نروژ، برگزار می‌شود. کافی است تاریخ این جایزه را بشناسید تا ببینید در دوره‌های مختلف همواره بحث‌برانگیز بوده است؛ این قاعده است، نه اتفاقی استثنایی.

دوم، وقتی صحبت از جایزه است، اختیار تصمیم‌گیری باید به کمیته جایزه صلح نوبل سپرده شود، نه به ترامپ. هیچ‌کس در دنیا نمی‌تواند بگوید «از ‌نظر خودم باید برنده شوم» و بعد به همین بهانه جنجال به‌پا کند.

به‌نظر من، باید موضوع را برعکس دید. نامزد شدن یا جایزه گرفتن افتخار است؛ جایزه نبردن هم خسارت بزرگی نیست. دیگر نباید به‌خاطر جایزه نگرفتن، برای نخست‌وزیر نروژ نامه نوشت و گفت که آماده حمله و شروع جنگ هستی!

اگر ترامپ می‌خواهد جایزه صلح نوبل را ببرد، بهترین راه این است که برای پیشبرد صلح تلاش کند، نه اینکه جنگ به راه بیندازد. به ماجرای ژانویه ۲۰۲۶ نگاه کنید؛ او به ونزوئلا نیرو فرستاد و مادورو و همسرش را بازداشت کرد. آیا این صلح است؟ نه. افزون بر آن، در ۲۸ فوریه، آمریکا و اسرائیل جنگی تجاوزکارانه علیه ایران به راه انداختند. آیا این صلح است؟ نه. شواهد و قرائن مختلف نشان می‌دهد که ترامپ سهمی واقعی در برقراری صلح نداشته است. ادعای او مبنی بر اینکه میان چند کشور میانجی‌گری کرده و به پایان دادن به درگیری‌ها و جنگ‌ها کمک کرده، اغراق‌آمیز است؛ مردم سراسر جهان این را باور نمی‌کنند.

ترامپ نقش بازی نمی‌کند؛ او واقعاً فکر می‌کند لایق نوبل است

پس از این منظر، باید به ترامپ گفت: اگر واقعا می‌خواهی جایزه صلح نوبل را بگیری، برای پیشبرد صلح در جهان کاری انجام بده؛ انقدر قلدری نکن، جنگ به راه نینداز و هر روز تهدید نکن که کانادا، گرینلند و جاهای دیگر را به خاک آمریکا ضمیمه می‌کنی. این‌ها به‌هیچ‌وجه با هدف اولیه تأسیس جایزه صلح نوبل سازگار نیست. باید این موضوع را برایش روشن کرد.

از سوی دیگر، ماجرای دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) جالب است. قاعدتا این دیوان می‌تواند نقش مهمی در صلح، ثبات و عدالت جهانی ایفا کند. اما آمریکا دیوان را به رسمیت نمی‌شناسد و حالا هم حکم کرده است که دیوان حق محاکمه هیچ شهروند آمریکایی را ندارد.

این چه منطقی است؟ اگر شهروندی آمریکایی مرتکب جرایمی شود که در اساسنامه دیوان تعریف شده‌اند، ICC قطعا می‌تواند او را محاکمه و درباره‌اش حکم صادر کند. چطور می‌شود آمریکا را از این قاعده مستثنا کرد؟ انگار آمریکا می‌تواند بالاتر از ICC بایستد. مسئله کاملا روشن است.

اتفاق جالب دیگر این است که پس از آنکه آمریکا یک رشته تحریم علیه ICC وضع کرد، سازمان ملل خشمگین شد. افزون بر این، هشت کشور مهم غربی―از جمله بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا و کانادا―نه‌تنها از تصمیم آمریکا ابراز تأسف کردند، بلکه مخالفت شدید خود را هم اعلام کردند.

به‌نظر من، چنین اتفاقی در چند دهه اخیر کم‌سابقه بوده است: آمریکا کاری انجام داد و کشورهای اصلی غربی با آن مخالفت کردند. ژاپن هم در میان کشورهای غربی‌ای بود که از آن‌ها نام بردم. از این منظر، آمریکا باید از خود بپرسد چه اشتباهی کرده است.

ایالات متحده نه‌تنها جایزه صلح نوبل را نمی‌برد، بلکه در میان نزدیک‌ترین متحدانش هم به انزوا افتاده و پشتیبانی خود را از دست داده است. از این منظر، جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به صلح نیاز دارد. امیدوارم مسئولان جایزه صلح نوبل با تأمل و دوراندیشی بیشتری عمل کنند و کارهای بیشتری در جهت پیشبرد صلح جهانی انجام دهند. همچنین امیدوارم ICC جایگاه خود را محکم کند و در مسائل اصولی کوتاه نیاید؛ در عین حال، باید برای حل‌وفصل درست بسیاری از مشکلاتی که جهان امروز با آن‌ها روبه‌روست نیز بکوشد.

به‌نظر من، محدودیت‌ها و تحریم‌هایی که ترامپ علیه ICC اعمال کرده، از آزمون تاریخ سربلند بیرون نخواهند آمد. آمریکا باید بفهمد که هرچه کشوری قدرتمندتر باشد، بیش از پیش باید با خرد و عقلانیت مسائل را حل کند، نه با قلدری.

پایان/

منبع: https://m.guancha.cn/gaozhikai/2026_10_15_904253.shtml

۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 36053

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =